پگاه حوزه
(١)
سكولاريسم يا مصادره مذهب - فیاض ابراهیم
١ ص
(٢)
بررسى يك نظريه در باب نظام اخلاقى اسلام -
٢ ص
(٣)
نسبيت و ارزشهاى جاودانه - آزاد پور رضا
٣ ص
(٤)
تعارض جسم و روان در فضاى تجدد - راهدار احمد
٤ ص
(٥)
ايدز، پايان تمدن بشرى در هزاره سوم -
٥ ص
(٦)
تحولات دولت و قدرت - شیرخانی علی
٦ ص
(٧)
يادنامه و كارنامه جلال - میراحسان احمد
٧ ص
پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - تعارض جسم و روان در فضاى تجدد - راهدار احمد
تعارض جسم و روان در فضاى تجدد
راهدار احمد
هنگامى كه زمين - يعنى تنها جايگاهى كه براى زيست در اختيار داريم - به موادى آلوده گردد كه موجد نقص بدنى در كودكان يا نوادگان ما گردد، پيشرفت اقتصادى يا به اصطلاح سطح بالاى زندگى، چه معنايى خواهد داشت؟ (١)
اى. اف. شوماخر
مقدمه
شاخصهاى توسعهنيافتگى، بر اساس معيارهاى رشتههاى علوم انسانى موجود، عبارت است از: پايين بودن سطح زندگى، بيكارى و كمكارى، وابستگى به اقتصاد كشاورزى (اقتصاد تكمحصولى و صدور مواد اوليه)، آسيبپذيرى در روابط بينالملل، نابرابرى اجتماعى، بىسوادى، نارسايى بهداشتى، درصد بالاى مرگ و مير كودكان، توزيع ناعادلانه ثروت، نرخ بالاى رشد جمعيت، ورود سرمايههاى خارجى و به وجود آمدن بدهىهاى كلان، عدم ثبات وضع مبادلات، رفاه اجتماعى نازل و... (٢) .
بسيارى از اين موارد ادعا شده، يا اساسا نمىتوانند معيار توسعهنيافتگى باشند و يا اينكه تحت تبليغاتى يكسويه و تحريفى، در مصداقهايى غيرواقعى بزرگنمايى شدهاند. بررسى، نقد و اثبات تكتك اين گزارهها ضرورى است و مستلزم تحقيقى گسترده و جامع مىباشد. آنچه در اينجا مورد نقد و بررسى قرار خواهد گرفت، توفيق غرب به عنوان نماد كشورهاى توسعهيافته در مقوله بهداشت جهانى و كنترل مرگ و مير است.
بهداشت روانى
معمولا يكى از رهآوردهاى مثبتى كه طرفداران مدرنيته ادعاى آن را دارند، اين است كه در بستر مدرنيته، علومى متولد شده كه منجر به افزايش بهداشت جسمى و روانى انسانها گشته است. البته در برخى موارد خرد، اين ادعا قابل قبول است; چه مخالفان و منتقدان تجدد و مدرنيته نيز معتقدند كه برخى از بيمارىها - كه احيانا فراگير هم بودهاند - در گذشته وجود داشته و به مدد فضاى علمى مدرنيته و تجدد، يا كنترل شده و يا اساسا ريشهكن شده است. در عين حال، مخالفين تجدد مدعىاند كه با وجود اين رشد نسبى در كنترل برخى بيمارىها، جريان تجدد، هرگز منجر به افزايش بهداشت و در نهايت، سلامتى جامعه جهانى نگشته است، زيرا اگرچه برخى مخاطرات و بيمارىهايى كه انسان را در گذشته تهديد مىكرده، امروزه كنترل و حتى ريشهكن شده است، ولى در عوض، بيمارىها و مخاطرات جديدى به وجود آمده است كه محصول زندگى صنعتى و فضاى تجدد است و در مقياس وسيعى توسعه يافته است; چه بيمارىهاى رفتارى، يعنى بيمارىهايى كه ناشى از نابهنجارى و عدم تعادل رفتارى است و چه بيمارىهايى كه ناشى از عوامل فيزيكى يا فيزيولوژيكى است; (٣) نمونههاى ذيل به راحتى مىتوانند ادعاى مذكور را اثبات كنند:
١. ايدز، معضل حل نشده
بر اساس گزارش دبيركل سازمان ملل، مهمترين چالشى كه پيش روى توسعه وجود دارد، مسئله ايدز است كه تا سال ٢٠٠١، ٢١ ميليون نفر قربانى گرفته است و ٣٦ ميليون هم به اين بيمارى مبتلا هستند كه در معرض مرگ قرار دارند. اين در حالى است كه از عمر اين بيمارى چيز زيادى نمىگذرد.
٢١ ميليون مرگ و مير در جامعه جهانى، ٣٦ ميليون مبتلا كه آنها هم به مرگ تهديد مىشوند، افراد بسيار ديگرى كه هنوز شناسايى نشدهاند و توسعه هندسىاى كه اين بيمارى دارد، در عين حال كه مىتواند، دليلى باشد بر افزايش مرگ و مير در كشورهاى صنعتى و به اصطلاح توسعهيافته كه خاستگاه و بستر رشد اين بيمارى هستند، مىتواند به عنوان يكى از عوامل تهديدكننده بهداشت جهانى نيز قلمداد شود; رشد روزافزون اين بيمارى در كشورهاى توسعهيافته، نشان از بهم خوردن هرچه بيشتر بهداشت عمومى اين جوامع است.
تاكنون تزريق مواد مخدر در بيش از يكصد كشور گزارش شده كه از اين ميان در ٨٠ كشور ابتلا به ويروس ايدز در ميان تزريقكنندگان، مشاهده شده است. برنامه مشترك سازمان ملل متحد در زمينه مبارزه با ايدز، برآورد مىكند كه ميزان ابتلا به اين ويروس در سطح جهان، با توجه به تجهيزات آلوده تزريق، بين ٥ تا ١٠ درصد در سال ١٩٩٦ بوده است. (٤)
مدتى پيش، يك شركت اتريشى در نظر داشت، با همكارى همدستان اسراييلى خود، مقدار زيادى كيسههاى خون آلوده به ويروس ايدز و هپاتيتبى را به برخى كشورهاى آسيايى صادر كند. اين شركت محموله خونهاى آلوده به ويروس اچ. آى. وى و هپاتيت را به ارزش ده ميليون شيلينگ (حدود ٧٥٠ هزار دلار)، از كشورهاى افريقايى خريدارى كرده و پس از پردازش آن در فلسطين اشغالى به اتريش منتقل كرد تا به قيمت نود ميليون شيلينگ (٢/٧ ميليون دلار) به كشورهاى آسيايى از جمله چين و هندوستان صادر كند. (٥)
سازمان انتشارات فيليكس فرانسه، با انتشار كتابى تحت عنوان «جنگ ويروسها» ، وزارت دفاع و سازمان جاسوسى آمريكا (سيا) را عامل شيوع بيمارى ايدز در جهان معرفى كرد. (٦)
پنتاگون و سيا با همكارى سازمان بهداشت جهانى، اولين آزمايشها را براى توليد ويروس ايدز در افريقا و جوامع سياهپوست آمريكا انجام دادهاند. «دكتر لئونارد هورويتر» دانشمند سرشناس دانشگاه هاروارد آمريكا، در زمره اولين كسانى بود كه از توطئه آمريكا براى شيوع ويروس ايدز پرده برداشت. بيل كلينتون از خانوادههاى حدود ٤٠٠ قربانى آزمايشهاى پزشكى كه سرويسهاى دولتى، طى ٤٠ سال بر روى سياهان انجام دادهاند، عذرخواهى كرد. اين آزمايشها بين سالهاى ١٣١١ و ١٣٥١ روى ٣٩٩ سياهپوست كه غالبا فقير و بىسواد بودهاند، انجام شده است. اين سياهپوستان به عنوان موش آزمايشگاهى براى بررسى سپر بيمارى سفليس در صورت نبود مداوا، استفاده مىشدهاند. (٧)
٢. مواد مخدر، بلاى خانمان سوز
آمار دريافتى از آلودگىهايى كه ناشى از سوء رفتار مىباشد و محصول زندگى صنعتى است، مانند ابتلاء به مواد مخدر، از سيگار گرفته تا ساير موادى كه ايجاد نئشگى مىكنند كه هر روز در حال توسعه و تنوع و افزايش هستند، همراه با درصد رشد آنها و ميزان آلودگى و متغيرهاى ديگرى كه در جامعه جهانى ايجاد كردهاند، خط بطلان ديگرى بر افسانه افزايش بهداشت در بستر مدرنيته و تجدد است. بر اساس گزارش پليس بينالملل (اينترپول) سالانه ٥٠٠ ميليارد دلار مواد مخدر در جهان مورد معامله قرار مىگيرد.
در حال حاضر ٤ درصد از جمعيت جهان به انواع مواد مخدر معتاد هستند. قاچاق مواد مخدر و وجود معتادان، مشكلات فراوانى در كشورهاى مختلف جهان پديد آورده است. سالانه مبالغ هنگفتى از بودجه كشورها براى مبارزه با قاچاق مواد مخدر و درمان معتادان هزينه مىشود; گزارشهاى مربوط به كشورهاى مختلف دنيا در اين خصوص تكان دهنده است.
به گزارش سازمان ملل، افغانستان بزرگترين توليدكننده هروئين در جهان است. نزديك به ٩٥ درصد هروئين توزيع شده در انگليس در افغانستان توليد شده است. در انگليس در سال ميلادى ١٩٩٧، ٢٨٠٠ تن ترياك خشك كشف شد كه در مقايسه با سال پيش از آن، ٢٥ درصد افزايش يافته بود. (٨)
شهر استانبول تركيه، چهارراه قاچاق هروئين به اروپاست. اين شهر به علت موقعيت جغرافيايى، همچنان به عنوان شهر اصلى تركيه و دروازه اروپا مطرح است و از طريق فرودگاهها، بندرها و جادههاى بينالمللى به اروپاى شرقى، غربى و مركزى متصل مىشود. چندى پيش صاحبان كارتل مواد مخدر (كوكائين) به دولت كلمبيا پيشنهاد كردند، كه حاضرند كليه قروض اين دولت را كه ٥/١٢ ميليارد دلار مىشد، بپردازند و ثروت خود را كه بالغ بر ٦٠ ميليارد دلار مىشد، به اين كشور انتقال دهند و در آينده از تجارت كوكائين صرفنظر كنند، به شرط آنكه از اين پس، از تعقيب مصون بمانند و بتوانند قانونى و علنى زندگى كنند. اين ثروت در ظرف ١٥ سال به چنگ آمده بود، اما دولت كلمبيا اين پيشنهاد را نپذيرفت. در روسيه شمار معتادان به ٥/١ ميليون نفر تخمين زده مىشود.
بر پايه گزارشهاى آمارى موجود، توليد خشخاش در جهان از سال ١٩٨٥ تاكنون، سه برابر شده و تا سال ١٩٩٦، ٢٨٠ هزار هكتار زمين به كشت آن اختصاص يافته است. تقريبا ٩٠ درصد مواد مخدر جهان در دو منطقه هلال طلايى (افغانستان - پاكستان) و مثلث طلايى (جمهورى خلق لائوس، ميانمار و تايلند) توليد مىشود. در دهه ٩٠ بيش از ٣٠٠ تن هروئين كه بيشتر صادراتى بوده، توليد شده است. (٩) گزارش كميته كنترل مواد مخدر سازمان ملل در سال ١٩٩١ حاكى از آن بود كه تجارت مواد مخدر شكوفاتر، شمار معتادان بيشتر و جنايات مرتبط با اين تجارت در جهان روز به روز افزايش مىيابد.
هماكنون ١٤١ ميليون نفر از جمعيت جهان حشيش مصرف مىكنند كه عمدهترين ماده مصرفى است. مصرفكنندگان هروئين كه خطرناكترين ماده مخدر است، حدود ٨ ميليون نفر تخمين زده شدهاند. شمار مصرفكنندگان كوكائين نيز در حدود ١٣ ميليون نفر تخمين زده مىشود.
در سالهاى اخير، مصرفكنندگان مواد مخدر افزايش يافتهاند. شمار مصرفكنندگان داروهاى مسكن نيز ٤/٢٢٧ ميليون نفر برآورد شده است. دبيركل «اينترپول» در يك مصاحبه اظهار داشت: اين سازمان مداركى درباره بيش از دويست هزار جنايتكار در اختيار دارد كه براى دستگيرى آنها حدود پنج هزار اطلاعيه بينالمللى صادر كرده است.
متاسفانه سود حاصل از قاچاق مواد مخدر به قدرى زياد است كه حتى ميزان بالاى كشف آن، به ندرت خللى در آن ايجاد مىكند. در دهه ١٩٩٠ حدود يك سوم از كل كوكائين قاچاق كشف شد، اما قاچاق كوكائين همچنان رو به افزايش است. زيرا سود به دست آمده از يك بخش كوچك قاچاق موفقيتآميز مواد مخدر، تمام خسارات وارد شده را جبران مىكند. هماكنون سود حاصل از قاچاق مواد مخدر تا ٥٠٠ ميليارد دلار تخمين زده مىشود. آمار به دست آمده از يك تحقيق نشان مىدهد كه مابهالتفاوت سود ناخالص در سطح خردهفروشى متامفتامين، كراك، كوكائين و هروئين ٢٤٠ درصد، ٣٠٠ درصد و ١٠٠ درصد بيشتر از بهاى فروش عمدهفروشى آن است. افزايش كشت كوكائين در مناطق جنگلى كوهستانى، علت عمده نابودى نزديك به يك ميليون هكتار از منابع جنگلى مناطق استوايى است.
مواد مخدر راهى براى استثمار كشورها و نيروهاى فعال
يكى از شيوههايى كه در اين استراتژى مزورانه، همواره مدنظر است، گسترش اعتياد و دامنزدن به مصرف هر چه بيشتر مواد مخدر، به ويژه هروئين در ميان جوانان و نوجوانان و فلجساختن نيروهاى فعال جوامع رو به پيشرفت است تا از اين طريق، زمينه تضعيف و تحقير ملل را به منظور سلطه و غارت هر چه افزونتر فراهم سازند; به گونهاى كه حجم معاملات در اين بازار، سالانه به بيش از ٥٠٠ ميليارد مىرسد كه در مقايسه با حجم معاملات نفت، يكى از مهمترين امپراتورىهاى مالى جهان شمرده مىشود. چندى پيش يك گروه وابسته به سازمان ملل متحد اعلام كرد: قاچاق مواد مخدر در سراسر جهان، به طور افسارگسيختهاى گسترش مىيابد و ميزان سود حاصل از اين راه، پس از درآمد ناشى از فروش غيرقانونى تسليحات، در رتبه دوم قرار دارد.
صهيونيستها براى درهم شكستن روحيه مقاومت فلسطينىها، به گسترش شديد اعتياد ميان آنان دامن زدند، به طورى كه شمار معتادان در ميان جوانان فلسطينى از مرز يكصد هزار نفر گذشت. اين در حالى است كه كل جمعيت آنان حدود سه ميليون نفر است. در حال حاضر، جهانخواران به سركردگى صهيونيسم جهانى و امريكاى جنايتكار، به مسئله مواد مخدر، به ويژه هروئين، در قالب يك برنامه نسبتا بلندمدت مىنگرند و در صدد ضربه زدن درونى به انقلاب اسلامى از طريق معتاد كردن جوانان و نوجوانان كه بازوهاى اصلى انقلاب به شمار مىروند، هستند و برنامهريزى و سرمايهگذارى وسيعى در اين زمينه دارند. (١٠)
٣. غذاهاى شيميايى
آلودگىهاى ناشى از صنعت و نيز آلودگىهاى ناشى از مهندسى ژنتيكى داروها، كودها و غذاهاى شيميايى و امثال آنها كه پس از جنگ جهانى دوم در الگوى تغذيه انسان وارد شده است، سند ديگرى بر كاهش بهداشت جهانى در عصر مدرنيته است.
در تمدن صنعتى امروز - ، غذاى سالم طبيعى كمتر پيدا مىشود. در كشورهاى بزرگ و توانگر غربى كه به ظاهر همه چيز فراوان است و به ويژه انواع مواد غذايى و خوراكىهاى آماده با شكلهاى پرجاذبه و آراسته در بستهبندىهاى زيبا، به آسانى در دسترس همگان است. بخش بزرگى از آنچه مردم مىخورند، آغشته به مواد سمى است كه از آنها يا براى رنگ زدن به اغذيه استفاده مىشود يا به منظور دوام بخشيدن به مواد خوراكى و مصون ساختن آنها در برابر فساد ناشى از هوا و حشرات به كار برده مىشود كه در هر حال، براى سلامت مردم زيانبخش شناخته شده است و علم «بيوتكنولوژى» مدرن هم، نه تنها نتوانسته است از اينگونه زيانها جلوگيرى كند، بلكه خود بر ميزان آنها افزوده است. (١١)
روزگارى مردم به طور طبيعى زندگى مىكردند، غذاى طبيعى مىخوردند و هواى طبيعى تنفس مىكردند، اما امروزه گويى همه چيز عوض شده است; امروزه «اگر گفته شود، غذايى كه مىخوريم، از نفتبه عمل آمده است، نه از خاك، سخنى نادرست نيست». (١٢) امروزه «ساليانه قريب ٥٠٠ ميليون دلار از مواد شيميايى صناعى به غذاهاى ما افزوده مىشود (٢٥٠٠ نوع ماده افزودنى!) ، دو ميليون كيلوگرم مواد رنگى به خوراكها مىافزايند كه به درستى ١٦ برابر مقدارى است كه در سال ١٩٤٠ به كار مىرفته است. امروزه، ما بيشتر مواد صناعى را مصرف مىكنيم تا چيزهاى طبيعى را! در عين حال، تكنولوژيستهاى غذايى مىگويند: «رقابتبا خدا دشوار است، ولى ما در حال پيشرفتيم». (١٣)
سالانه بيش از ٥ هزار نفر در امريكا با مصرف انواع غذاهاى مقاوم در مقابل دارو، به ويژه مرغ كه به وسيله هورمونهاى رشد پرورش داده مىشود، در مقابل بسيارى از داروهاى آنتىبيوتيك مصونيت پيدا مىكنند و اين خود نوعى تهديد براى سلامت انسان محسوب مىشود.
دانشمندان معتقدند كه استفاده مكرر و روزمره از انواع آنتىبيوتيكها در مزارع و تغذيه حيوانات بيمار از اين نوع داروهاى شيميايى، موجب رشد نوعى باكترى ضددارو يا مقاوم در برابر دارو در آنان شده كه پس از مصرف گوشت آنها مىتواند به انسان منتقل شود، ولى در صورتى كه گوشت اين پرندگان و يا حيوانات از جمله مرغ، گوسفند، گاو و بز، به درستى طبخ شده و پرورده شود، قطعا خطر انتقال اين نوع باكترىها به مراتب كمتر خواهد بود و حتى به صفر مىرسد.
در همين رابطه، پزشكان آمريكايى در تلاش هستند، با تبليغات گسترده، كشاورزان و دامپروران را متقاعد سازند تا مصرف آنتىبيوتيكها را براى حيوانات خود به حداقل رسانده تا در مواقع ضرورى بتوان انسان را با آن معالجه كرد، زيرا سيستم ايمنى بدن انسان، پس از مصرف مداوم گوشتهاى آلوده، به تدريج مقاومت كرده و داروهاى آنتىبيوتيك نمىتواند هيچ اثرى بر روى بيماران نيازمند برجاى بگذارد و آخرين اميد درمان بيماران عفونى كه همان آنتىبيوتيكها است، به ياس مبدل مىشود. (١٤)
٤. افزايش داروهاى تجارتى
افزايش روزافزون كمپانىهاى دارو، دليلى ديگر بر عدم افزايش بهداشت جهانى در كشورهاى توسعهيافته است. امروزه تجارت دارو به عنوان چهارمين عامل درآمد و ثروت در دنيا عمل مىكند و اين آمار، به تنهايى مىتواند معرف وضعيتبهداشتى جهان امروز باشد. گره خوردن صنعت داروسازى با تجارت، موجب شده است تا صنايع دارويى بيش از آنچه به ارايه داروى مفيد و سلامت انسان بينديشند، به دنبال كسب سود باشند، اين امر موجب شده است تا تعداد داروهاى مضر عرضه شده در بازار بيش از داروهاى مفيد باشد. نتيجه اين امر، بروز انواع بيمارىهاى روانى و جسمى ناشى از مصرف داروهاى غيرمفيد و مضر است. گزارش تنها يك نوع از اين تجارتها مىتواند تكان دهنده باشد.
تجارت خون
پلاسماى خام، به طور عمده از ايالات متحده امريكا به اروپا و ژاپن صادر مىشود و بخش عمده اين خون صادراتى، به طور كلى از مكزيك وارد و پس از گذراندن مراحل لازم صادر مىشود. در سال ١٩٨٠، ٣٩٦ بنگاه مالى با اجازه رسمى در امريكا، براى جمعآورى خون (پلاسما) و آمادهسازى به منظور فروش و صدور وجود داشت كه در سال، ٥ ميليون ليتر پلاسما جمعآورى مىكردند. ٣٠ درصد شركتهايى كه به كار مرتبط با پلاسما و صدور آن اشتغال داشتند، اروپايى و ژاپنى بودند و تقريبا هر ساله ٥/١ ميليون ليتر خون صادر مىشد.
مكزيكىهاى فقير، هفتهاى چند بار از مرز مىگذرند تا خونشان را به بانكهاى خون آمريكا بفروشند. در روزنامههاى مرز شمالى مكزيك (مجاور مرز ايالات متحده) روزنامهها آگهى مىدهند كه فقراى مكزيك مىتوانند بدون ايجاد اشكال در رفتوآمد از مرز، به آمريكا بيايند و خون خود را به بهاى ٤٠ دلار بفروشند و بازگردند. در حاشيه تگزاس - مكزيك، تنها ١٧ كلينيك پلاسما، از ١٣٦ كلينيك پلاسما وجود دارند كه از خريد خون مردم فقير و فروش آن به شركتهاى دارويى بزرگتر، مانند پارك ديوس و ليدرگوتر، سالانه ٣٠٠ ميليون دلار سود مىبرند. بانكهاى خون در «ماتاموروس» ، هر نيم ليتر خون مردم فقير مكزيك را به قيمت چهارصد سپوس مىخرند و به شركتهاى دارويى، ١٢٠٠ تا ١٥٠٠ سپوس مىفروشند.
پليس پكن در يك نوبت، موفق شد شبكهاى از سارقين مسلح كه خون كودكان ربوده شده و روستاييان را به بانكهاى خون مىفروختند، كشف كند. براساس اين گزارش، سازمان مزبور با پيشنهاد كار مناسب و غذاى كافى، مردم بىگناه را گول مىزدند. آنان از افزايش جمعيت مهاجران جوان به شهرها سوء استفاده مىكردند و با فريب روستاييان و اميدهاى واهى، آنان را به شهر «همه جان» مىبردند، سپس درون آپارتمانها محبوس مىكردند. بسيارى از كودكان ربوده شده نيز به اين سرنوشت دچار شدهاند. سارقان بدون مراعات مسائل بهداشتى، يك روز در ميان ٢٠٠ تا ٤٠٠ ميلى ليتر خون از قربانيان مىگرفتند. روزانه تنها يك تخممرغ و يا غذايى بسيار ساده به آنان داده مىشد; اين در حالى است كه هر ٢٠٠ ميلى ليتر خون آنان به بهاى ٣٠/٩ دلار عرضه مىشد.
از جمله صادركنندگان خون، كشور هائيتى است كه از سال ١٩٧٢ پلاسماى خون به آمريكا صادر مىكند; به ازاى هر ليتر پلاسما به هر هائيتىاى فقير، سه دلار پرداخت مىشود. در هائيتى و در نقاط گوناگون برزيل، شيوههاى تازهاى به منظور به دستآوردن خون ارزان براى صادرات به كار گرفته مىشود. بچههاى يتيم و فرزندان كوچك خانوادههايى كه از نظر اقتصادى در مضيقه هستند، در سازمانهاى به اصطلاح خيريه، پذيرفته مىشوند، اما در حقيقت اين سازمانها مزرعه خون هستند.
بزرگترين بانك خون در نيكاراگوئه، شركت پلاسما فرسيس بود كه از سال ١٩٧٣ تا ١٩٧٧، ٢٥٠ هزار ليتر پلاسما به آمريكا و اروپا صادر كرد. پس از موفقيتساندنيستها، مردم نيكاراگوئه اين مركز را به آتش كشيدند. پس از اين تاريخ، جمعآورى پلاسما در برزيل رونق گرفت. در اين كشور، بيش از ٥٠٠ بانك در بخش خصوصى، به تجارت خون اشتغال دارند. همچنين از كلمبيا خون به آمريكا قاچاق مىشود.
شهر ميامى آمريكا، مركز بينالمللى تقسيم پلاسماى خون است. در آزمايشگاهها و بيمارستانهاى اين شهر، برچسب بستهها عوض مىشود، تا منشا اصلى خون را كه به طور عمده از كشورهاى امريكاى مركزى و جنوبى است، نتوان ثابت كرد. در شهر برونس وايل، دو مركز خريد خون فعاليت دارند كه در يكى براى هر ليتر خون، نه دلار و در ديگرى براى هر ليتر خون كه بار اول داده شود، پنج دلار و براى دفعات بعدى، ده دلار پرداخت مىشود.
هند از جمله كشورهايى است كه مردم فقير آن خون خود را مىفروشند; در آنجا هر ليتر خون، ١٥ روپيه ارزش دارد. افريقاى جنوبى بزرگترين دارنده اعضاى فروش خون در افريقاست. «سازمان پزشكان بينالمللى» در اواسط سال ١٩٨٧ گزارش داد كه از ٨٠٠ هزار كارگر معدن، به ناچار هر ٥٦ روز يك بار خون گرفته مىشود. (يعنى از هر كارگر بدون اينكه چيزى به آنان پرداختشود، نيم ليتر خون گرفته مىشود).
به اين ترتيب در سال، سه ميليون ليتر خون به منظور صدور آماده مىشود. شركتهاى مهمى كه در خريد و فروش خون در بازارهاى جهانى فعاليت دارند، عبارتند از آلمان، يكصد درصد سهام شعبه «هوخست» و آمريكا يكصد درصد سهام شعبه «باير» و همچنين اتريش، فرانسه و غيره در اين تجارت فعالاند. (١٥)
٥. آلودگىهاى زيستمحيطى.
اگرچه علم پزشكى نوين و شاخههاى مختلف آن در شكل خرد، از بسيارى از بيمارىها پيشگيرى كرده است، اما در شكل كلان، از طريق بر هم زدن تعادل محيط زيست، سلامت جامعه جهانى را به خطر انداخته است. مسئله به هم خوردن تعادل محيط زيست، چيزى نيست كه به سادگى بتوان از كنار آن گذشت. اين محصول تفكر غلطى است كه در بدو پيدايش صنعت، بر تفكرات جهانى سايه افكنده بود. مدعيان و رهبران تجدد، پس از دستيابى به صنعت و با شروع انقلاب صنعتى احساس كردند كه مىتوانند جهان را طبق ميل خود مهندسى كنند، لذا به آرمانشهرهايى وعده دادند كه در آنها (هيچ خطرى انسان را تهديد نمىكند، ولى به زودى دريافتند كه قضيه اين طور نيست; چه آنها در محاصره عوامل حاكمى هستند كه ما آنها را سنن الهى حاكم بر جهان مىدانيم. (١٦)
بشر جديد در حوزههاى مختلفى از محيطزيستبا بحران سلامت روبرو شده است; بحرانى كه بيش از هرچيز معلول رشد صنعتى و به اصطلاح توسعهيافتگى است. برخى از اين حوزهها عبارت است از:
الف. لايه اوزون
«يكى از تبعات آلودگى محيطزيست و ظهور تباهى در خشكى و دريا، و آلودگى آب و هوا و غذا، صدمه به سلامتى انسانهاست. ويرانى لايه اوزون كه از آن با عنوان سپر محافظ كره زمين در برابر تابش اشعه ماوراى بنفش خورشيد نام برده مىشود و ايجاد حفرههاى اوزونى كه معلول افزايش و تراكم دى اكسيد كربن و برخى ديگر از گازها، مثل متان در جو زمين است، از عوامل ايجاد و افزايش بيمارىها به شمار مىرود: «حفره اوزونى قطب جنوب، سال به سال گستردهتر مىشود. پژوهشگران به اين نتيجه رسيدهاند كه در سال ١٩٨٥، ٥٠ درصد اوزون اين ناحيه از دست رفته بود و اين ميزان در سال ١٩٨٧، به ٦٠ درصد رسيده است. براساس گزارش آنها، حفره موجود در لايه اوزونى قطب جنوب، به وسعتسرزمين ايالات متحده است.
اخيرا صد نفر از دانشمندان اتمسفرشناس، گزارش دادهاند كه حفره ديگرى در لايه اوزون نيمه راه قطب شمال، در نيمكره شمالى به وجود آمده است، اكنون قراينى مبنى بر آغاز پيدايش حفره سومى در قطب شمال به دست آمده است كه به گزارش دانشمندان، حفرهاى است در استراتوسفر به وسعت گروئنلند.
بر اساس پيشبينى N ASA در سال ٢٠٥٠، ده درصد لايه اوزون از بين خواهد رفت. EPA پيشبينى مىكند كه اين كاهش چشمگير سپر محافظ اوزون، موجب خواهد شد كه ساليانه دو ميليون مورد سرطانپوست، بر آنچه فعلا پيش مىآيد، افزوده خواهد شد. افزايش تابش اشعه فرابنفش، همچنين موجب آسيب ديدن دستگاه ايمنى بدن انسان مىشود و مردم سراسر جهان را در برابر بسيارى از بيمارىهاى عفونى، آسيبپذيرتر مىكند. به گفته دونالد داگلاس عضو انجمن دفاع از منابع طبيعى، اگر گفته شود كه تندرستى و ايمنى ميليونها نفر از مردم سراسر جهان به مخاطره مىافتد، اغراقآميز نيست». (١٧)
ب. دود اتومبيل و...
«اكنون معلوم شده است كه بخشى از افزايش چشمگير مرگ و مير ناشى از بيمارىهاى قلبى و سرطان را مىتوان، با آلودگى هوا بر اثر دودهاى اگزوز اتومبيلها، كاميونها و اتوبوسها رديابى كرد... شخصى كه اتومبيلى را در بزرگراه مىراند، بىشك از اين شگفتزده خواهد شد كه بداند هر بار كه به پدال گاز فشار مىآورد، به صورت بالقوه به وارد آوردن آسيب مغزى به كودكان ٥ الى ٦ ساله كيلومترها دورتر كمك مىكند. بررسىهايى كه در طول چند سال گذشته به عمل آمده نشان دادهاند كه كودكانى كه براى آموختن، استعداد ناكافى دارند و آنها كه نشانههاى خوابآلودگى و قابليت تحريك، دردهاى شكمى و استفراغ و در موارد سخت، فلج و اغما نشان مىدهند، مقدار سرب خونشان بالاست، [اين در حالى است كه] بيشتر مسموميتسربى از اگزوز اتومبيلها ناشى مىشود». (١٨)
«براساس نظر خبرگان پزشكى، اين مسئله عبارت است از افزايش بسيار زياد همه انواع آلودگى، در همه ترازهاى زندگى انسان. استاندارد بالاى زندگى، به زبان انتروپيك، سير توده عظيم انرژى و ماده - كه ما در اين محيط بسيار صنعتى از آن بهره بردهايم - اكنون به بهاى انتشار بيمارىها و مرگ تمام مىشود. تكرار مىكنيم كه آلودگى، يك محصول فرعى سير انرژى و ماده در جامعه است، هر چه سير انرژى و ماده بيشتر شود، آلودگى بيشتر مىشود و سرانجام، مرگ و مير بيشتر از آن نتيجه مىشود. اثرات مرگبار آلودگى بر فيزيولوژى انسان، به راستى گيجكننده است. در شهر نيويورك بيشتر تاكسىرانان، آن قدر مونو اكسيد كربن در خون دارند كه خونشان قابل انتقال به بيماران نيست». (١٩)
ج. تغذيه آفتزده
چند سال پيش، دانشمندان به يك كميته سنا اعلام كردند كه ديگر نمىتوان شير غيرآلوده براى تغذيه كودكان، پيدا كرد; شير پستان آدمى به صورتى فزاينده، حاوى آفتزداها و ديگر مواد سرطانزاست و شيرهاى خشك حاوى مقدار زيانبارى سرب است. براساس چند گزارش دولتى در چند سال پيش، عامل ٦٠ تا ٩٠ درصد همه انواع سرطان در ايالات متحده، عوامل محيطىاى بودهاند كه از مواد محافظ خوراك تا مواد سمى متغير بودهاند. جوزف كاليفانو، منشى آموزش و پرورش، تندرستى و رفاه، نيروى كار ملت را در اواخر تابستان ١٩٧٨ با اعلام نتايجيك بررسى گسترده مبنى بر اين كه ٢٠ تا ٤٠ درصد همه سرطانها به كار مربوط هستند، شگفتزده كرده است: در نتيجه تماس با تعدادى فلز و مواد شيميايى و فرايندهايى كه براى ادامه برونده صنعتى لازماند، از آنجا كه از موقع قرار داشتن در معرض سرطانزاهاى شيميايى و بروز سرطان، ٢٠ تا٣٠ سال طول مىكشد، برآورد مىشود كه يك نفر از هر سه نفر امريكايى زنده امروزى، در آينده، به سرطان مبتلا خواهد شد». (٢٠)
د. زبالههاى مدرن
در حوزههايى ديگر از محيطزيست نيز مىتوان، رد پايى از بحران سلامت پيدا كرد، براى مثال مىتوان از زبالههاى مدرن نام برد; زبالههايى كه برخلاف زبالههاى ماقبل مدرن كه پس از مدتى به طبيعتبازمىگشتند و در آن مستحيل مىشدند، بنا به ماهيت و جنسشان، قابل حل شدن در طبيعت نيستند و براى هميشه وبال انسان و طبيعتخواهند بود. به پديده زبالهها از زواياى مختلف مىتوان نگاه كرد:
كشورهاى جهان سوم زبالهدانى دول صنعتى
از آنجا كه توليد كالا در كشورهاى سرمايهدارى صنعتى، در اغلب زمينههاى توليدى، شيميايى است، به گونهاى كه در توليدات كشاورزى نيز وابستگى به مواد شيميايى افزايش يافته است; از ميان بردن زبالههاى اتمى و صنعتى، چه زبالههايى كه خطرناك نيستند و چه زبالههاى سمى و زبالههاى كورههاى اتمى، از يك طرف مستلزم مخارج سنگين است كه كشورهاى توليدكننده اين زبالهها و در حقيقت طبقات حاكم سودجوى اين كشورها، حاضر به پرداخت آن نيستند و ترجيح مىدهند كه براى فرار از اين مخارج، آن را به كشورهاى ديگر صادر كنند و ديگر آنكه در كشورهاى اروپايى و ژاپن، مردم معمولى براى خود و فرزندان خود به حق و به جا، احساس خطر مىكنند و خطر را مىشناسند و مانع از اين مىشوند كه زباله و زبالههاى صنعتى در اطراف شهرها يا روستاهاى آنان جمع يا دفن شود.
توليد كالا در كشورهاى سرمايهدارى استعمارى به طور عمده، توليد صنعتى است و توليد صنعتى نيز هر روز زباله صنعتى بيشتر ايجاد مىكند كه اگر اين زبالهها از كشورهاى محل توليد، به صورت ارزان و وسيع خارج نشود، وقوع اعتراضات اجتماعى، بلكه بحرانهاى اقتصادى قطعى است. به اين لحاظ، كشورهاى جهان سوم، به عنوان زبالهدانى، مورد توجه كشورهاى استعمارى قرار گرفته است. اگر اهميت مستعمرات در قرون گذشته، بستگى به موقعيت نظامى، ميزان غارت منابع طبيعى و وسعتبازار آنان داشت، امروزه اهميت اين كشورها به عنوان «زبالهدانى» مطرح است كه گزارشهاى ذيل، تنها بيانگر برخى آمار است:
در آلمان، مخارج تصفيه زبالههاى صنعتى، براى هر تن تا ٣٥٠ مارك و در پارهاى موارد تا ١٠٠٠ مارك و براى سوزاندن «پى. سى. بى» به چهار هزار مارك مىرسد، اما شركتهاى آلمانى براى هر تن زباله صادراتى به گينه بيسائو، تنها هفتاد تا ٩٠ مارك مىپردازند. اين كشور به سطل آشغال اروپا تبديل شده است. در گينه استوايى ده ميليون چليك زباله در برابر ٦/١ ميليون دلار پرداخت مىشود. اين ارقام و اطلاعات نشان مىدهد كه بخش خصوصى كشورهاى سرمايهدارى استعمارى، با چه حرص و ولع و علاقهاى به صدور زباله از «مركز» به «پيرامون» ، علاقه نشان مىدهند.
شركت آمريكايى «امريكن اسكورى تى» ، برنامه صدور بيش از يكصد هزار چليك زباله سمى به آرژانتين، اروگوئه و پاراگوئه در هر ماه را تنظيم كرده و يك مؤسسه امريكايى ديگر، طرح فرستادن چهار ميليون تن زباله به گينه بيسائو (فقيرترين كشور افريقا) را آماده كرده بود. اين شركت از صدور هر تن زباله، يكصد دلار نفع مىبرد; يعنى در يك معامله، ٤٠٠ ميليون دلار، سود خالص عايد آن مىشود.
آلبانى، فقيرترين كشور اروپايى به بزرگترين زبالهدان اروپا تبديل شده است، ٣٦٠٠ تن زباله سمى از كشورهاى اتحاديه اروپا به آلبانى صادر شده است. در يك قطار حامل زباله كه در شمال آلبانى مستقر شده بود، ٢١٧ تن زباله سمى (از آلمان) وجود داشت كه ٨٥/٥ تن آن مواد سمى شديد تاكسوفن بود كه يك ليتر از اين سم كافى است كه تمام ماهىهاى درياچهاى را در آن نزديكى بكشد. اين محموله با اوراق تقلبى به آلبانى فرستاده شده بود. فلسطينىها نيز اسراييل را متهم كردهاند كه در زمينهاى كرانه باخترى رود اردن، ضايعات شيميايى خطرناك دفن كردهاند.
در حال حاضر، آمريكا بزرگترين توليدكننده زبالههاى سمى و صادركننده آن در جهان است. در سال ١٩٩٢ اين كشور، ٣٤ ميليون زباله پلاستيكى به هنگكنگ، اندونزى، كرهجنوبى، مالزى، پاكستان، هند و چين صادر كرده است.
بايد يادآور شد كه طى پنجسال گذشته، كشورهاى سرمايهدارى استعمارى، براى انبار كردن ٢٠٠ ميليون تن زباله سمى در جهان، دنبال زبالهدانى مىگشتند. اكنون ارسال زباله از كشورهاى سرمايهدارى استعمارى به جهان سوم، به صورت يك جريان دائمى درآمده است. (٢١)
آمار زبالههاى سمى
آلمان در اروپا، در توليد زبالههاى سمى مقام اول را در اختيار دارد. در اين كشور، همه ساله پنج ميليون تن زباله سمى توليد مىشود و قسمت اعظم آن به ديگر كشورها مىرود. ميزان زباله صنعتى، همه ساله در اروپا به ١٥٠ تا ٣٠٠ ميليون تن و در امريكا به ٥٠٠ ميليون تن مىرسد. مقدار زباله صنعتى امريكا به ميزان ٢٧٥ ميليون تن در سال ١٩٨٩ بوده است.
آمار به ثبت رسيده از سال ١٩٨٦ تا ١٩٩١ ميلادى نشان مىدهد كه ١٦٠ ميليون تن زباله از كشورهاى صنعتى به خارج صادر شده است كه ١٠ ميليون تن آن زباله سمى بوده است. برآورد شده كه در سال ١٩٨٩، معادل ٤٠ ميليون تن زباله سمى از كشورهاى سرمايهدارى استعمارى، به وسيله بخش خصوصى و با مشاركتبخش خصوصى در كشورهاى جهان سوم، به اين مناطق صادر شده است. اين مقدار در سال ١٩٨٨، ٢٠ ميليون تن تخمين زده شده بود.
بنابر گزارش سازمان «صلح سبز» در فاصله سالهاى ١٩٨٧ تا ١٩٩١، يكهزار مورد صدور زباله از كشورهاى صنعتى ضبط شده كه ضمن آن بايد ١٨٠ ميليون تن زباله خطرناك و سمى صادر شده باشد. از اتحاديه اروپا به ٧٧ كشور، زباله صادر شده است; گو اينكه اين آمارها به مقدار كشف شده و علنى وابسته است و به هيچ وجه آمار واقعى را در بر نمىگيرد و از روى تخمين برآورد شده است.
در حال حاضر، ٣٣٢ شركتبزرگ به طور عمده متعلق به سرمايهداران بخش خصوصى كشورهاى استعمارى سرمايهدارى، امر تجارت جهانى زباله را در اختيار دارند. از اين تعداد، ٨٣ شركت امريكايى و ١٤٠ شركت اروپايى هستند كه ٧٠ درصد شركتهاى آنان را آلمانىها تشكيل مىدهند. مركز ساير شركتها، در كشورهاى اروپاى شرقى و استراليا و چند كشور ديگر قرار دارد; براى مثال، مركز ٤٠ شركت معامله زباله در لهستان است.
بنابر گزارش مفصل و مستند سازمان «صلح سبز» و ديگر گزارشهاى موثق، كشورهاى صادركننده زباله به طور عمده عبارتند از: ايالات متحده آمريكا، اروپاى غربى و در راس آن آلمان و ژاپن. (٢٢)
تهديد قابليتبقا
به وجود آمدن مواد زايد آلودهساز به شكل انرژى پراكنده شده و زبالههاى آلى و غيرآلى، اكنون قابليتبقا در روى زمين را مورد تهديد قرار داده است. ظرفيت اماكن داخل شهرى تقريبا پر شده است... بعضى از شهرها از هم اكنون زبالهها را به سراسر جهان حمل مىكنند; به اين اميد كه بعضى كشورها با انبار كردن آنها موافقت كنند. با انباشته شدن زبالهها بر روى هم و كاهش حفرههاى دفن آنها، هزينه مسئلهساز زباله همچنان بالا مىگيرد... با پر شدن زبالهها، شهردارىها به صورت فزاينده به سوزاندن زباله روى خواهند آورد و اين خود بحران آلودگى هوا را در ناحيههاى شهرى همه كشورها تشديد مىكند.
در سال ١٩٨٧، براى نخستين بار، ملتبه وجود زبالههاى زيانبار عفونتزا آگاهى يافت. اين زبالهها مملو از جانداران ميكروسكوپى بيمارىزا و نيز حاوى اعضاى انسانى و حيوانى، باندهاى خونآلود، تجهيزات جراحى، نمونههاى بافتى، سرنگهاى استفاده شده و دستكشهاى جراحى بودند. روزانه ٠٠٠/٧٥٠ كيلوگرم زباله عفونتزا در ٧٠٠٠ بيمارستان كشور، توليد مىشود.
آزمايشگاههاى پژوهشى، پزشكى بالينى وخانههاى پرستارى نيز مقدارى زباله عفونتزا توليد مىكنند. زبالههاى عفونتزا به صورتى غيرمجاز در سراسر كشور دفن مىشوند و تندرستى ميليونها نفر را در معرض خطر قرار مىدهند. انجمن ملى اداره زبالههاى جامد برآورد كرده است كه هر سال ٥٠٠ هزار تن زباله عفونتزا توليد مىشود.
زبالههاى دنياى مدرن، نه تنها شاخص بهداشت جهانى در امر انسانى را به شديدترين نحو كاهش داده است، بلكه به خطرى مهم و اساسى براى حيات همه جانداران گياهى و حيوانى تبديل شده است. زبالههاى محلههاى سكونت آدمى، به ميزانى هشداردهنده به دريا راه مىيابد و اين خطرى استبراى انقراض گروهى جانداران دريايى. فكهاى ساكن آبهاى گرم خليج مكزيك، اكنون در تن خود بالاترين تراز آفتزداها را بين پستانداران دارند. ماهىگيران سراسر ساحل شرقى ايالات متحده گزارش دادهاند كه خرچنگهاى دراز و گردى صيد كردهاند كه در پوسته ضخيم سطح بدنشان سوراخهايى وجود داشته و ماهىهايى به دام انداختهاند كه باله دمى آنها تحليل رفته و زخم بر تن داشتهاند. در لويزيانا ٣٥ درصد بستر صدفهاى خوراكى اين ايالت، به سبب نشت آلودگى زباله در سال ١٩٨٨ بستهاند.
خليجسانفرانسيسكو مقادير زيادى مس، كلسيم، جيوه، نيكل و فلزات سنگين دارد كه به همراه مواد زايد صنعتى بدانجا راه يافتهاند. مواد زايد پلاستيكى، اكنون چنان پرشمار شده است كه ساليانه تقريبا دو ميليون پرنده دريايى و ١٠٠ هزار پستاندار دريايى با خوردن آنها يا به دام افتادن در آنها، به هلاكت مىرسند; لاكپشتهايى پيدا شدهاند كه درون كيسههاى پلاستيكى در شرف مرگ بودهاند، شيرهاى دريايى درون شبكهاى از پلاستيك، در حال خفگى پيدا شدهاند. غواصان اسكوبا گزارش مىدهند كه در ابرى از كاغذهاى توالت و مدفوع نيمهمحلول ته خليج كه پوشيده از مخلوطى از رسوبات و زباله و مواد زايد پتروشيمى ناپاك و سمى بوده و به نام مناسب مايونز سياه معروف شده است، شنا كردهاند.
ماهىها اكنون چنان آلوده شدهاند كه مسئولان تندرستى ايالتى، اعلاميههايى براى آگاهى مصرفكنندگان انتشار مىدهند. انواع بيمارىها، از هپاتيت A گرفته تا وبا، از خوردن ماهىهاى آلوده به انسان سرايت كرده است. در ايالت نيويورك، مسئولان امر به زنانى كه در سنين آبستنى هستند و به كودكان كمتر از ١٥ سال اخطار كردهاند كه از خوردن بيشتر ماهىهايى كه در آبهاى ساحلى نيويورك وجود دارند، خوددارى كنند. مسئول اداره EPA محلى نيواينگلند خاطرنشان ساخته است كه هر كسى جگر خرچنگ دريايىاى را كه از ناحيه شهرى گرفته شده است، بخورد، به صورتى مخاطرهآميز به زندگى ادامه خواهد داد. (٢٣)
ه. انواع آلودگىهاى ديگر
دنياى توسعهيافته از طريق انواع آلودگىهايى كه ناشى از رشد صنعتى است، سلامت انسانها را به طور وحشتناكى به خطر انداخته است. امروزه به بركت صنعت، انسان از انواع بيمارىهاى دريايى، فضايى، هستهاى و... رنج مىبرد (٢٤) براى مثال «پلوتونيم - يكى از محصولات جنبى نيروى هستهاى - از مرگبارترين علتهاى سرطان است و اثر زيانبارش صدها هزار سال باقى خواهد بود». (٢٥)
با وجود اين همه عامل براى برهم زدن بهداشت جهانى، آيا مىتوان چشم خود را به روى همه واقعيتهاى جهان پيرامونى خود بست و غيرمنصفانه از افزايش بهداشت جهانى در عصر مدرنيته سخن گفت؟! حقيقت اين است كه بشر جديد بيش از هر زمانى ديگر گرفتار است; گرفتار «نادانىهاى دوران دانش يا نادانىهاى دانشمندانه». (٢٦)
علاوه بر اين، رشد روزافزون بيمارىهاى جسمى در دنياى توسعهيافته، موجب بروز انواع بيمارىهاى روانى شده است كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
- امروزه متجاوز از ٤٠ ميليون امريكايى - يك نفر از هر ٥ نفر - تحت درمان انواع مختلف بيمارىهاى روانى هستند; قريب ١١٠٠ درمانگاه بيماران روانى سرپايى، ٣٠٠ بيمارستان عمومى آماده خدمات بيماران روانى سرپايى، ٨٠ بيمارستان مخصوص بيماران روانى سرپايى، ٥٠٠ مركز سلامت روان كه با بودجه فدرال اداره مىشود، دهها هزار خانه پرستاران، خوابگاه و وسايل مراقبت، خانههاى نيمهمجهز، درمانگاه رفتارى، درمانگاه راهنماى كودكان و مسايل مربوط به سوء استفاده از آنها، درمانگاه الكلىها و درمانگاه جلوگيرى از خودكشى مشغول فعاليت هستند. (٢٧)
- در آمريكا علت مراجعه ٦٠ تا ٩٠ درصد افراد به پزشكان، عوامل و فشارهاى روانى است. (٢٨)
- وجود و افزايش انواع داروهاى روانى از قبيل: داروهاى خيالزا (٢٩) ، روانگردان (٣٠) ، توهمزا (٣١) LSD ، مسكالين، سيلوسيبين و. .). ، روانپريشى زا (٣٢) ، داروهاى مخدر و افيونى (٣٣) (ترياك، مورفين، مدئين، هروئين، مپريدين و..). ، محرك (كوكايين، آمفتامين و..). و... ، نشانگر درصد بالاى نياز مردم به آنها است; هرچند اين داروها نه تنها نتوانستهاند از شدت ناراحتىهاى روانى آنها بكاهد، بلكه به طور روزافزون آنها را تشديد كرده است.
- به گزارش مؤسسه مربوط به سوء مصرف دارو در امريكا، از اواسط دهه ١٩٨٠، كوكائين مشكلسازترين دارويى بوده است كه امريكايىها با آن روبرو بودهاند. از سال ١٩٧٦ تا ١٩٨٦، تعداد مرگهاى مربوط به مصرف كوكائين به مقدار ١٥ برابر، افزايش يافته است. در اين مدت، تعداد مصرف كنندگان از ٥ ميليون در سال ١٩٧٤ به ٢٢ ميليون در سال ١٩٨٥ رسيد كه در سالهاى بعد، همچنان به رشد خود ادامه داده است. از مهمترين آثار مصرف كوكائين مىتوان، تشديد مرگهاى ناگهانى، تشديد ملالت و اضطراب، تغيير در فرايندهاى ادراكى و... را نام برد. (٣٤)
- مصرف بسيارى از داروهاى مسكن به تشديد بيمارىهاى روانى منجر شده است; براى مثال مصرف «باربيتوراتها» موجب مسموميتى مىشود كه ويژگى آن دشوارى در تفكر، گفتار نامفهوم، درك و حافظه ضعيف، نااستوارى هيجانى، رفتار پرخاشگرانه و از دست دادن هوشيارى است. باربيتوراتها براى ارتكاب خودكشى داروهاى مطلوبى هستند; هر سال بيش از ١٥ هزار مرگ و مير در اثر مصرف بيش از حد اين داروها در آمريكا روى مىدهد كه اغلب آنها اقدامات خودكشى هستند. (٣٥)
- اختلالات ناشى از تشديد امور جنسى نيز مىتواند به فهرستبيمارىهاى روانى در غرب اضافه شود.پىنوشت:
١) كوچك زيباست، ص ١٠٩.
٢) مصطفى ازكيا، جامعهسناسى توسعه و توسعهنيافتگى روستايى در ايران، (تهران: اطلاعات، چ ٥، ١٣٧٨)، صص ١٨ - ٣٣; يوسف نراقى، جامعهشناسى و توسعه، (تهران: فرزان، چ ١، ١٣٨٠)، صص ٨٦ - ١١٨; مايكل تودارو، توسعه اقتصادى در جهان سوم، ترجمه غلامعلى فرجادى، (تهران: بازتاب، چ ٩، ١٣٧٨)، صص ٤٥ - ٤٦.
٣) به عنوان مثال; براى اطلاع از انواع بيمارىهاى روانى زنان، ر. ك: كارن جى. كارلسون و ديگران، بهداشت روانى زنان، ترجمه خديجه ابوالمعالى و ديگران، (تهران: ساوالان، چ ١، ١٣٧٩).
٤) روزنامه اطلاعات، (١٦/٧/٧٦).
٥) روزنامه سلام، ٢٢/١/٧٧.
٦) روزنامه كيهان، ١٠/١٢/٧٦.
٧) روزنامه جمهورى اسلامى، ٢٨/٢/٧٦.
٨) روزنامه اطلاعات، ٢٧/٩/٧٣.
٩) روزنامه اطلاعات، ١٦/٧/١٣٧٦.
١٠) تجارت شيطانى، صص ١١٧ - ١٣٠، (با تغيير و تلخيص).
١١) علىاكبر كسمايى، جهان امروز و فردا در تنگناى تمدن صنعتى، (تهران: اطلاعات، چ ٢، ١٣٧٤)، ص ٢٦٦.
١٢) جرمى ريفكين و تدهوارد، جهان در سراشيبى سقوط، ترجمه محمود بهزاد، (تهران: سروش، چ ١، ١٣٧٤) ص ١٥٩.
١٣) جهان در سراشيبى سقوط، صص ١٥٣ - ١٥٤.
١٤) نقل از: آرشيو ماهنامه صبح.
١٥) تجارت شيطانى، صص ١٥٩ - ١٦٢، (با تغيير و تلخيص).
١٦) سيد مهدى ميرباقرى، دين، مدرنيته، اصلاحات، (كتاب در دست چاپ)، (با تغيير و تلخيص).
١٧) جهان در سراشيبى سقوط، ص ٩.
١٨) جهان در سراشيبى سقوط، ص ١٦٨.
١٩) جهان در سراشيبى سقوط، صص ٢١٠ - ٢١١.
٢٠) جهان در سراشيبى سقوط، ص ٢١١.
٢١) تجارت شيطانى، صص ١٣٩ - ١٥٢، (با تغيير و تلخيص).
٢٢) تجارت شيطانى، صص ١٤١ - ١٤٤، (با تغيير و تلخيص).
٢٣) جهان در سراشيبى سقوط، صص ١٩٩ - ٢٠٥، (با تغيير و تلخيص).
٢٤) براى اطلاع تفصيلى درباره انواع آلودگىهاى مدرن، ر. ك: احمد رهدار، «محيط زيست مدرن و بحرانهاى زيستمحيطى مدرنيته» ، پگاه حوزه، ش ٥٨ و ٥٩ (تير و مرداد ١٣٨١).
٢٥) باربارا وارد، «بحران سياره و چشمانداز آينده» ، مندرج در: سموئيل فلورمن و ديگران، تكنولوژى و بحران محيط زيست، ترجمه و تدوين عبدالحسين آذرنگ، (تهران: اميركبير، چ ١، ١٣٦٤)، ص ١٥٣.
٢٦) اقتباس از: جهان امروز و فردا در تنگناى تمدن صنعتى، ص ٦٨.
٢٧) جهان در سراشيبى سقوط، ص ١٩٤.
٢٨) حميد مولانا، ظهور و سقوط مدرن، (تهران: كتاب صبح، چ ١، ١٣٨٠)، ص ٢٢.٢٩. Phantaasticants.
٣٠. Psychedelic.
٣١. Hallucinogens.
٣٢. Psychotomimetic.
٣٣. Opiate.٣٤) ر. ك: ديويد ال. روزنهان و مارتين اى. پى. سليگمن، آسيبشناسى بهداشت روان، ترجمه يحيى سيدمحمدى، (تهران: ساوالان، چ ١، ١٣٧٨)، ج ٢، صص ٢٧٧ - ٢٨٧.
٣٥) ر. ك: آسيبشناسى بهداشت روان، ج ٢، ص ٢١٦.